ما ملت ایران

ما ملت ایران

ضمن عرض پوزش خدمت تمامی سروران عزیز، قصد بی‌احترامی به هیچکس رو ندارم و تنها درصدد نقد رویکرد حاضر مبنی بر اظهار نظرهای احساسی و غیر کارشناسی من، شما و سایر دوستان هستم.

یادم میاد تب و تاب تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری سال 76 (دوره اول آقای خاتمی) بود که درون جمعی نشسته بودیم و میان یک دوست (دانشجوی کارشناسی ارشد و طرفدار آقای خاتمی که الان عضو هیات علمی دانشگاه تربیت معلم شده) و یکی از آشنایان (میانسال، کم‌سواد، بازاری و طرفدار آقای ری‌شهری) بحثی در گرفته بود. اون بنده خدای مذهبی و سنتی سعی داشت این یکی بنده خدای طرفدار اصلاحات رو به چالش بکشه ولی به جز اطلاعات محدود و کلی که از مسجد محله شنیده بود درک دقیق‌تری از سیاست، اقتصاد و مسایل اجتماعی نداشت و فقط با طرح مسایل مبهم، به کنایه ادعا می‌کرد که می‌خواهم ببینم «توی این دانشگاهها چی یاد شماها میدن!؟». من هم که اون زمان تازه با دنیای سیاست و اجتماع آشنا شده بودم، عصبی شده بودم و با خودم می‌گفتم: حرفهای کوچه بازاری و توی تاکسی و اتوبوس یا صف نانوایی! این جماعت عوام هیچ چیز متوجه نمیشن!

حالا سالها از اون زمان گذشته، جمعیت جوان قابل ملاحظه‌ای از ملت ایران همگی دانشگاه رفته و تحصیل کرده‌ هستند و بخصوص بخش عمده‌ای نیز تحصیلات تکمیلی رو گذروندن و تجارب سیاسی و اجتماعی زیادی اندوخته‌اند و همین قشر مورد اشاره همواره با کنایه به بزرگترها و دیگران برخورد کرده و اونها رو جزو عوام تعریف کرده و خودشون رو تافته‌ای دیگر می‌دونن که حرف‌های خام و متحجرانه نمی‌زنن!

اما حقیقتی تلخ هنوز هم وجود داره و اون اینه که ما نیز همانند کمتر تحصیل کرده‌های گذشته، کماکان مشغول نقل همان مباحث کوچه بازاری هستیم با این تفاوت که مکان بحث ما امروزه از داخل تاکسی و اتوبوس و صفوف مختلف و بازار، به درون شبکه‌های اجتماعی اینترنتی آمده است. متاسفانه اغلب ما تنها با تکیه بر اینکه تا حدودی و فقط تا حدودی دانش آکادمیک یا غیر آکادمیک کسب کرده‌ایم به خود اجازه می‌دهیم که در تمامی امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی اظهار نظرهای بعضاً تخصصی نماییم. برای نمونه هرگاه پای ورزش میاد وسط به یکباره 60-70 میلیون مفسر و کارشناس ورزشی که همگی هم خودشون رو صاحب نظر میدونن پیداشون میشه، هرگاه صحبت از تحولات اقتصادی میشه همین جمعیت اقتصاددان میشن، صحبت از روابط خارجی و تعاملات بین‌المللی میشه همه سیاست‌مدار و دیپلمات میشن، صحبت از قانون میشه همه حقوقدان میشن و . . . ! احزاب و تشکل‌ها هم که در عمل نقشی نداشته و ندارند!

صبرکنید، اشتباه نکنید، هرگز نظرم این نیست که باید ملتی خاموش و بی‌تفاوت بود! بلکه برعکس باید در همه مباحث حضوری فعال داشت اما با ظرافتی بیشتر و تنها در حد طرح دغدغه‌ها و نگرانی‌ها و اظهارنظرهای کلی اون هم با رعایت احتیاط کامل. درواقع نباید بدون داشتن دانش و تسلط کافی در امور مختلف، قضاوتی قطعی کرد.

آنچه که همگان مطلع‌اند این است که در طول سالهای متمادی با سیاست کلی تعهدمحوری به جای تخصص‌محوری، اغلب مسوولین دولتی از تخصص و تجربه کافی در زمینه مورد تصدی خود بی‌اطلاع و کم‌توان بوده‌اند. خیلی دور نیست زمانی که آقای متکی بعنوان رئیس و عالی‌ترین مقام دستگاه دیپلماسی کشور در مورد سهم و حقوق ایران در دریای مازندران سخنان ناپخته و ناسنجیده‌ای زد بدون اینکه متوجه بار حقوقی گفته‌های خود و تبعات ناشی از آن باشد!

به هر روی در برخی دوره‌ها از جمله دوره اخیر ریاست جمهوری آقای روحانی به نظر میرسد تا جای ممکن کوشش شده از نیروهای متخصص و مجرب بهره گرفته شود. لذا قطعاً دیپلمات مجربی مثل آقای ظریف (صرف نظر از پیشینه و وابستگی خاص یا نقطه نظرات شخصی و خط فکری‌اش) بر این امر واقف است که اظهارات شفاهی و موضع‌گیری‌های سیاسی‌اش چه عواقبی برای کشور خواهد داشت. توضیح اینکه در روابط بین ‌الملل هر کلمه یک دیپلمات (به ویژه وزیر امورخارجه) تفاسیر حقوقی متقنی داشته و عواقب مثبت یا منفی عدیده‌ای را به دنبال خواهد داشت. پس اگر درباره جزیره ابوموسی و امکان مذاکره در مورد آن اظهار نظری می‌نماید، بدون تردید مراقب نحوه استفاده از کلمات بوده و بر ضرورت حفظ تمامیت ارضی ایران نیز واقف می‌باشد. ای کاش تمامی دوستانی که درباره جزایر سه‌گانه و به ویژه ابوموسی طرح دغدغه می‌کنند حداقل یکبار متن یادداشت تفاهم 1971 رو مطالعه کرده باشند و از جزئیات این موافتنامه و حقوق و تکالیف مترتب بر دو طرف ایران و شیخ‌نشین شارجه، مطلع باشند! چنانچه اغلب اظهارنظرهای احساسی و وطن دوستانه در مورد دریاچه مازندران نیز بدون توجه به مفاد قراردادهای 1921 و 1940 و بدن درنظر گرفتن رویه بین‌المللی و اصول حاکم بر وضعیت حقوقی دریاچه‌های بین‌المللی صورت می‌گیرد! اینچنین می‌شود که آفتی بزرگ شیوع پیدا کرده است و ما جمعیت به خیال خودمان روشنفکر، تحصیل کرده و وطن‌پرست، گاهی همان حرفهای کوچه بازاری و داخل تاکسی را در شبکه‌های، عمومی و یا رسانه‌ای می‌کنیم. چنین می‌شود که وقتی آقای نامدار زنگنه بعنوان وزیر نفت در اجلاس سران اوپک در مورد دفاع از حق و سهم ایران در اوپک برای تولید نفت حتی به بهای کاهش احتمالی قیمت آن صحبت می‌کندف گروهی از ما سراپا تشویق و تمجید شده و گروهی دیگر با اتهام برباد دادن نفت کشور باقیمت بشکه‌ای 20دلار به تخریب و حمله می‌پردازیم که: «مگر نفت مملکت ارث پدرتان است آقای زنگنه؟»!

باری باید به طور دقیق، موشکافانه و پیگیر مراقب عملکرد تمامی دستگاههای حکومتی و از جمله عملکرد ارکان دولت بود و در این راستا به کارشناسان و صاحب‌نظران مختلف مجال ارزیابی و نقد و بررسی داد و بهتر است بجای اظهانظرهای غیر علمی ناشی از دل‌مشغولی‌ها و نگرانی‌هایمان، به انعکاس نقطه‌نظرات منطقی و علمی موافق و مخالف متخصصان بسنده نموده و با این رویکرد صحیح ضمن پایش دقیق دولت و پیگیری دغدغه‌ها، از بحث‌های نسنجیده نیز پرهیز نمود. باید فرصت لازم برای خیزش، عضوگیری و فعالیت احزاب سیاسی و مشارکت موثر آنها در امور جاریه کشور را فراهم نمود. باید گروهها، انجمن‌ها و تشکل‌های مردمی با رویکردی دقیق‌تر و سنجیده‌تر بار دیگر آغاز به کار نموده و فضای خالی میان دولت و ملت را پر نمایند. باید محیط‌های آکادمیک و دانشگاهی با عملکردی علمی و صحیح وارد صحنه شده و اساتید و کارشناسان در طرح‌های مطالعاتی و تحقیقاتی به پیشرفت کشور یاری رسانند. هرچند اصلاح رویه رواج یافته سالهای اخیر در جامعه که مرهون رفتارهای غیرتخصصی و غیرکارشناسی دولتمردان به نظر میرسد، کار دشواری خواهد بود، اما به راستی برای اینکه نشان دهیم «توی این دانشگاهها چی یاد ما داده‌اند!؟» گریز دیگری وجود نخواهد داشت.

سرنوشت واحدهای مسکونی نوساز و خالی از سکنه

سرنوشت واحدهای مسکونی نوساز و خالی از سکنه

مدتی است که شمار زیاد واحدهای مسکونی جدیدالاحداث و خالی از سکنه در پیرامون محل کار و زندگی توجه‌ام را به خود جلب نموده است. ساختمان‌های بسیاری که با معماری‌های تازه‌تر و جذاب‌تر تقریباً بیشتر فضاهای خالی باقی مانده در فردیس کرج را اشغال نموده و علاوه بر مجتمع‌های در حال احداث، تعداد قابل توجهی از آنها مدت زمان طولانی است که تکمیل شده‌اند اما کماکان پذیرای افراد نبوده و در غبار بی‌سکونتی به سر می‌برند. البته بدیهی است که مساله‌ی طرح شده مختص منطقه‌ای خاص نبوده و علاوه بر تمامی مناطق پیرامونی کرج و تهران، در حواشی اغلب شهرهای بزرگ نمایان شده است. این درحالی است که به طور توامان بازار خرید و فروش آپارتمان در رکودی کم سابقه و بازار اجاره با تورمی آزار دهنده روبرو است. به هر روی در بررسی وضعیت جاری عوامل متعددی قابل ذکر خواهد بود. از جمله اینکه به دنبال تشدید تحریم‌های بین‌المللی و از رونق افتادن بسیاری از بازارهای سرمایه‌گذاری و صنعت و بر اثر سیاست‌های تامل برانگیز دولت قبلی در راستای ساخت و سازهای انبوه و بعضاً بی‌رویه در قالب طرح‌های مسکن مهر دولتی و خصوصی و همچنین تشویق بخش خصوصی به مشارکت در ساخت و ساز مسکن، حجم قابل ملاحظه‌ای از سرمایه‌های سرگردان یکبار دیگر وارد بخش مسکن شد که آن نیز تحت تاثیر قیمت بالای نرخ ارز و ناشی از تحریم‌ها موجب تولید انبوه مسکن با قیمت تمام شده‌ی نسبتاً بالایی گردید که تورم و افزایش قیمت فروش واحدهای مسکونی را درپی داشت. حال آنکه بر اساس اجرای طرح‌های تفضیلی جدید شهرداری‌ها با انگیزه‌ی ارتقا سطح کیفی زندگی شهری، مجوزهای صادره برای ساخت و ساز مبنی بر افزایش تعداد طبقات و رعایت الزام افزایش مساحت هر واحد مسکونی از حدود حداقل 50 متر مربع به حداقل 120 متر مربع گردید. بدین ترتیب از یک سو قیمت خرید هر واحد مسکونی با توجه به تورم موجود و همچنین بالا رفتن متراژ، از رشد چشمگیری برخوردار شد که به شدت قدرت خرید را کاهش داد و از سوی دیگر تغییرات خاصی در ارایه تسهیلات بانکی برای مشارکت در خرید مسکن حاصل نگردید. هرچند که به طور طبیعی افزایش نرخ تسهیلات بانکی و افزایش قدرت خرید نیز می‌توانست خود به نوعی دیگر بر تشدید تورم موجود در این بخش دامن بزند. به هر روی یکی از عوامل مهم در کسادی و رکود بازار خرید و فروش ملک صرف نظر از بلاتکلیفی بازار ناشی از نوسانات فراوان و سردرگمی در خصوص آینده‌ی تحریم‌ها، همین مبحث قیمت بالای هر واحد مسکونی می‌تواند باشد. این در حالی است که هزینه رهن یا اجاره‌ی این واحدهای به نسبت بزرگتر و نوسازتر نیز به طریق اولی بسیار بالا بوده و از توان مستاجرینی که طبیعتاً امکان تملک ندارند خارج شده و تقاضا برای واحدهای استیجاری قدیمی‌تر با متراژهای پایین‌تر رو به افزایش می‌باشد. نتیجه طبیعی این امر نیز با توجه به افزایش تقاضا و عدم افزایش عرضه‌ی واحدهای مسکونی کوچک جدید، ایجاد تورم در آپارتمان‌های استیجاری و بالا رفتن نرخ رهن و اجاره و بروز مشکلات عدیده‌ای در این راستا خواهد بود. اکنون پرسش اینجاست که سرنوشت این انبوه ساختمان‌های ساخته شده‌ی خالی از سکنه چه خواهد شد؟ نتیجه‌ی قابل لمس کنونی ناشی از رکود بازار و همچنین تحت تاثیر تغییرات جدید در روابط خارجی جمهوری اسلامی ایران و تعدیل یا لغو احتمالی تحریم‌ها در آینده، کاهش قیمت مسکن خواهد بود هرچند که به طور قطع این مقوله با مقاومت شدید سازندگان و فروشندگان مواجه خواهد شد چراکه قیمت تمام شده‌ی ایشان برپایه‌ی نرخ ارز در دوران تحریم بوده و در صورت کاهش این نرخ و به تبع آن کاهش قیمت مسکن موجب زیان عمده و گسترده‌ای برای سرمایه‌های وارد شده در بخش مسکن می‌باشد. صرف نظر از این امر، مساله اینجاست که حتی در صورت شکسته شدن مقاومت فروشندگان و در صورت کاهش چشمگیر قیمت ملک و افزایش قدرت خرید خریداران اعم از مستاجرین فعلی یا مالکینی که درصدد افزایش تملک ملک و آپارتمان هستند، بازهم سرنوشت انبوه واحدهای مسکونی تازه ساخته شده و خالی از سکنه نامعلوم به نظر می‌رسد چرا که تملک آپارتمان از سوی مستاجرین کنونی موجب جابجایی خانواده‌ای از ملکی به ملک دیگر می‌گردد که بازهم باعث خالی ماندن واحدی دیگر خواهد بود! و طبیعتاً جمعیت جدیدی لازم است که ساختمان‌های جدید یا قدیمی را پر نماید. چنانچه در کشورهای غربی همواره مشاهده شده است که مجتمع‌های مسکونی یا تجاری عظیم به منظور احداثی جدیدتر تخریب می‌گردند نه اینکه روز به روز بدون در نظر گرفتن روند رشد جمعیت و همچنین منظور کردن شاخصه‌ها‌ی مهم ازدواج یا استقلال فرزندان و استقرار آنها در واحدهای مسکونی جدید، اقدام به افزایش بی‌رویه و انبوه احداث واحدهای مسکونی یا حتی تجاری گردد. این بدین معناست که لازم است نسبت رشد ساخت و ساز واحدهای مسکونی، متناسب با نسبت رشد جمعیت و همچنین متناسب با نسبت افزایش خانوارهای شهری (اعم از استقرار مستقل جوانان از خانواده‌ها یا ازدواج آنها) صورت پذیرد. بنابراین به نظر می‌رسد نتیجه‌ی ناگزیر وضعیت ایجاد شده، افزایش قابل توجه سیل مهاجرت به شهرهای بزرگتر و بالاخص تهران، کرج و حومه‌ی آنها و خالی‌تر شدن روستاها و شهرهای کوچک‌تر به سبب فراهم نبودن امکانات مالی، رفاهی و شغلی می‌باشد و رفته‌ رفته واحدهای مسکونی واقع در مناطق تخلیه شده خاصیت ییلاقی پیدا نموده و به منظور مراجعت جمعیت مهاجرت کرده و ساکن در شهرهای بزرگ در ایام تعطیل مورد بهره‌برداری قرار خواهند گرفت. این خود آسیب اجتماعی بزرگی است که به طور قطع ساخت و سازهای بی‌رویه و نابجای اخیر روند آن را به شدت تسریع خواهد نمود و صرف‌نظر از اغلب تبعات آن، دست کم تاثیری مخرب و فوری بر افزایش آلودگی شهرهای بزرگ و به ویژه تهران خواهد داشت به طوری که جمعیت در روز پایتخت را با درصد قابل ملاحظه‌ای افزایش مواجه خواهد نمود و ضرورت توجه فوری و موثر مسوولین و کارشناسان را بیش از هر زمان دیگری فراهم می‌نماید.

استاد مرتضی ثاقب فر

پیکرش بر خاک پرگهر ایرانزمین و روانش به سپنتامینو پیوست

استاد مرتضی ثاقب فر

امروز آدینه ۱۵ دی ماه ۱۳۹۱ خورشیدی پیکر پاک نحیف و پردرد استاد مرتضی ثاقب فر در خاک اهورایی ایرانزمین آرام گرفت و روان پرمهرش به سپنتامینو شتافت. پس از درگذشت زنده یاد دکتر ورجاوند٬ این بار نوبت استاد ثاقب فر بود که گرد دریغ و اندوه را بر قلبم بنشاند و اشک افسوس را بر چشمانم جاری سازد. آری ایرانزمین پیکر بسیار درد کشیده اش را در قلب خود جای داد تا من هر هنگام تنها در یاد خود آن چهره ایراندوست٬ پرامید٬ باطراوت٬ مبارز٬ مصمم٬ پرکار٬ پرتلاش و خستگی ناپذیر٬ مهربان٬ میهمان نواز٬ ژرف و بی ادعا را مرور نمایم که بزرگوارانه دعوت فروتنانه من و دوستانم در موسسه کاوه آهنگر همدان برای شرکت در نشست سراسری تشکلهای ملی تاریخی کشور و جشن یلدای سال ۸۳ را پذیرفت و به همراه شادروان دکتر پرویز ورجاوند گام بر دیدگان ما نهاد. آری سپنتامینو روان پراستقامت و شکیبایش را در آغوش کشید تا این مرزپرگهر را از دانش فراوان و تلاش مستمر و همه گاه او در بازسازی تاریخ و فرهنگ ایرانیان بی بهره سازد و مرا وادارد که به همین انبوه آثار تالیفی و ترجمه ای گرانقدر آن دوست گرامی و استاد بزرگوار٬ که در کتابخانه خانگی ام به یادگار دارم بسنده کنم. و من می مانم و اندوهی طاقت فرسا از فقدان گنجی گرانبها که سرشار بود از عشق به تاریخ و فرهنگ ایرانشهر٬ من می مانم و دردی جانگداز از سالها سختی های نفس گیری که از زندگی آن عزیز در خاطر خود دارم که به حق شایسته ی بهترین ها بود. من می مانم و یاد ساعاتی هرچند کوتاه اما ارزشمند که استاد از وقت کار روزانه خود در امر ترجمه ساعتی بزرگترین آثار علمی و تاریخی را مهربانانه در اختیار گذاشته و پذیرای حضور مشتاقانه من و همسرم در منزل استیجاری خود در شهرک اکباتان بود و با عشقی باورنکردنی درمورد تاریخ و فرهنگ ایرانزمین درددل می نمود. من می مانم و خاطره ی بزرگمردی که با سختی بسیار و همراه با همسر و دو فرزندش٬ در عین شایستگی در حالی که در رشته جامعه شناسی در سوربون فرانسه مشغول به تحصیل بود از درد وطن خود که ناخواسته گرفتار جنگی تحمیلی پرهزینه و فرسایشی شده بود٬ به فوق لیسانس قناعت نمود و بازگشت به میهن را به اخذ مدرک دکتری ترجیح داد. من می مانم هزاران یاد و خاطره دیگر٬ من می مانم و آسمان تیره ی غبار آلود و هوای سنگین امروز این آب و خاک٬ من می مانم و چشمان تشنه ی بسته و نفس های خسته مردمان  امروز این آب و خاک٬ من می مانم و ذره ذره یاخته های خفته در امروز این آب و خاک٬ من می مانم و این آب و من می مانم این خاک . . .  

بیانیه بیش از 70 تن از فعالان فرهنگی: اِعمال محدودیت برای هم‌فرهنگانِ افغانستانی را محکوم می‌کنیم

 

اِعمال محدودیت برای هم‌فرهنگانِ افغانستانی را محکوم می‌کنیم

    چندگاهی است خبرهایی ناخوشایند درباره‌ی اعمال محدودیت‌های تازه برای پناهندگان افغانستانی از زبان برخی مقام‌های دولتی شنیده و یا صدور بخش‌نامه‌هایی در این زمینه مشاهده می‌شود. نقطه‌ی آغاز چنین برخوردی را می‌توان جلوگيري از ورود اتباع افغانستان به پارك كوهستاني صفه در اصفهان، هم‌زمان با سیزده به‌درِ سال جاری، دانست. شاید بتوان برای تلاش نیروی انتظامی جهت حفظ آسایش خانواده‌های حاضر در پارک یادشده اعتبار قائل بود ولی نمی‌توان به کم‌آگاهی‌شان خرده نگرفت که این موضوع قومیتی نیست و چنین برخوردی در شأن فرهنگ ایرانی نمی‌باشد و اگر تردیدی نسبت به توان‌مندی نیروهای انتظامی در برقراری امنیت وجود داشت باز هم نمی‌بایست انگشت را روی ملیت یا قومیتی خاص بگذارند. چنین دستوری جز ناآگاهی ملی مقام‌های محلی و ناآشنایی‌شان با تاریخ و فرهنگ ایران نمی‌تواند دلیل دیگری داشته باشد. هم‌چنان که مدت‌ها بعد استانداری مازندران با نیت حفظ امنیت شغلی کارگران روزمزد محلی، که اوج فعالیت‌های کاری‌شان (شالیکاری) فقط در دوره‌ای خاص در سال است، باز ناآگاهانه همان اشتباه را تکرار کرده و از ملیتی خاص نام برد؛ آن هم مردمانی هم‌تبار و پناه‌جو، که حتا در هنگام سختیِ جنگ تحمیلی ذره‌ای از یاری کردن به آنها دریغ نورزیدیم، به‌طوری که شخصیت‌ها و محافل مستقل افغانستان همواره از رفتار ایرانی‌ها با فراتر از سه میلیون پناهنده‌ی افغانی به ایران قدردانی کرده‌اند.

چنین برخوردهایی نه تنها در تضاد با روحیه و فرهنگ ایرانی ــ که همیشه مهربانانه از میهمان پذیرایی کرده ــ است؛ و نیز نه تنها عدم شناخت مسؤولان از تاریخ ایران را ــ با وجود سر دادن شعارهای ملی‌گرایانه ــ می‌رساند که نمی‌دانند تیره‌های گوناگونِ ایرانی، از جمله چند تیره‌ای که در کشور افغانستان ساکن‌اند در کنار بسیاری تیره‌های دیگر، از نگاه تاریخ بلندِ ایران‌زمین تنها کوتاه‌زمانی است که میان‌شان توسط استعمار انگلیس و با یاری امپراتوری روسیه دیوارِ جدایی مرزهای سیاسی کشیده شده و در واقع فرزندانِ یک تاریخ و فرهنگ‌اند؛ بلکه بهانه‌های چندی را به دست ناآگاهان، ایران‌ستیزان و غرض‌ورزان می‌دهد که ما را قیاس به نفس کرده و نژادپرست بخوانند، و حتی برخی بازیچه‌ی دست آنان شده و کار را به اختلاف‌اندازی‌های نژادی و تباری بکشانند. از این‌رو،

ـ ما امضاکنندگان بیانیه ضمن محکوم کردن برخوردهای دولتی از این دست، خواهان برچیده شدن محدودیت‌ها و ممنوعیت‌ها برای هم‌فرهنگان افغانستانی هستیم و به‌ویژه خواهان آن هستیم که مسؤولان مملکتی، ضمن آشنایی با تاریخ ایران، دقایق سیاست را بیش از پیش مورد توجه قرار دهند؛ هم‌چنین، با توجه به ريشه‌هاي فرهنگي و تاريخي و زباني و حتي ديني مشترك بين دو ملت ايران و افغانستان، از دولت خواستاريم تا شرايطي را فراهم كند كه آن دسته از افغانی‌هاي مقيم ايران كه از راه قانوني وارد كشور شده و اقامت گزيده‌اند از حقوق قانونی نیز برخوردار شوند و به ويژه شرايط ويژه‌اي را براي آموزش كودكان آنها و شناخت بيشتر از مشتركات فرهنگي‌مان فراهم آورند تا در آينده كه شرايط بازگشت آنها به افغانستان فراهم شد اين نسلِ نوخواسته به عنوان سفيران فرهنگي، نقش مهمي در استحكام‌بخشيِ آن اشتراكات ايفا نمايند؛

ـ ما امضاکنندگان بیانیه ضمن محکوم کردن اِعمال خشونتی که در شهر یزد رخ داد، هر چند قلباً بر این باوریم که چنین عملی مردمی نبوده و از سوی گروه‌هایی خاص هدایت می‌شده است، ضمنِ درخواستِ پی‌گیری وضع آسیب‌دیدگان، به‌ویژه از ایرانیان عزیز و میهن‌دوست خواهانیم که مسؤولانه و هوشیارانه با چنین رویدادها و خبرسازی‌هایی برخورد کنند و نگذارند اخبار بر روی فرهنگ غنی مدارای ایرانی تأثیر بگذارد؛

ـ ما امضاکنندگان بیانیه ضمن محکوم کردن عملکرد خبرگزاری‌هایی که تعمداً موضوع برخوردهای نادرست و ناآگاهانه و شاید سیاسیِ دولت را به پای ملت ایران گزارش می‌نمایند به‌ویژه از ایرانیان شاغل در چنان خبرگزاری‌هایی خواهانیم که منافع درازمدت ملی و ایرانیت خود را از نظر دور ندارند و مانع خبرسازی‌های جعلی و غرض‌ورزانه شوند؛

ـ و ما امضاکنندگان بیانیه ضمن محکوم کردن بهره‌برداری‌های سیاسی از چنین کاستی‌های دولتی در ایران به‌ویژه از سوی برخی دولت‌مندان کشور همسایه و هم‌فرهنگ، افغانستان، از آنان خواهانیم که اختلاف‌های مقطعی و سیاسی خود را به عرصه‌ی فرهنگ نکشانند چرا که در درازمدت ما هستیم که در کنار یکدیگر خواهیم بود و آینده‌ی مشترک‌مان را، در کنار دیگر خویشاوندان تباری، خواهیم ساخت.

 

امضاکنندگان بیانیه (بدون ترتیب الفبایی):

شاهین سپنتا، محمدتقی عطایی، مرتضی ثاقب‌فر، میلاد دهقان، ابراهیم عبدالله‌زاده، علیرضا افشاری، علیرضا هادیان، شروین وکیلی، امیر رزاقی، محسن قاسمی‌شاد، وحید شریعت‌زاده، مجتبی نوایی، احسان عسکریان، مینا حسنی، کاوه مرادی، مهدی پورنامدار، الهه معروضي، رحمت‌الله سلیمانی فارسانی، سیاوش آریا، حمیدرضا افشاری، سیدمالک حسینی، حسین زندی، حامد کاظم‌زاده، زاگرس زند، مسعود آجیلیان، فرناز خطیبی، مهرنوش نجفی‌راغب، میثم موحدفرد، حمیدرضا مسیبیان، احمد ابوحمزه، حامد بصارتی، بابک مغازه‌ای، رضا سلیمان‌نوری، فرشید فرجی، هما ارژنگی، تیرداد بنک‌دار، سیدحسین مجتهدی، محمد رضایی، کورش زعیم، بهنام آریان‌فرید، ابوالقاسم غلامحیدر، فرهاد باغبانی، علیرضا بوربور، بیژن جان‌فشان، فرامرز خوشاب، شاهین آریامنش، علیرضا روحانی، شهرام زارع، حسین عزت‌زاده، مهرداد سیدعسگری، مهدی زاهدنژاد، آرش کیخسروی، ارشیا لشگری، شرر کنور تبریزی، احمد عبدالحسینیان، مجتبی موسوی، روزبه پارساپور، مسعود رضایی، مسعود لقمان، بابک علیخانی، ساسان خسروانی، ساناز افتخارزاده، مجتبی گهستونی، فرهاد رهبری، آرش رحمانی، علیرضا زیاری، ایمان حجتی، وحید سلیمانی، حجت کلاشی، هومن اسکندری، اوژن اسکندری، کسرا علاسوند، رضا کرمانی، حسین شهریاری، شاهین پهنادایان، کیوان اماموردی، نجمه منوچهری

تحریم بانک مرکزی و نفت ایران - مذاکره راهکار خروج از بحران

دکتر داوود هرمیداس باوند: مذاکره می تواند روزنه ای برای خروج از بن بست و حل بحران ناشی از تحریم ها باشد.

 

به نقل از: پایگاه خبری-تحلیلی فرارو

مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از آمادگی کشورهای عضو گروه 1+5 برای مذاکره با تهران درباره برنامه صلح آمیز هسته ای ایران خبر داد. کاترین اشتون البته اعلام نمود: اگر طرف ایرانی به دنبال گفتگوهای معنادار برای اعتمادسازی درباره ماهیت برنامه هسته ای خود بدون قرار دادن پیش شرط است، این گروه مایل است گفتگوهایی را با ایران در هفته های آینده در محلی که مورد توافق طرفین باشد برگزار کند.

دکتر هرمیداس باوند استاد دانشگاه در گفتگو با فرارو گفت: «با تحریم بانک مرکزی، و احتمال تحريم صنعت نفت و گاز  ايران و به دنبال آن احتمال برخورد سخت افزاری که ممکن است صورت بگیرد، تنها روزنه اي که می تواند وضع موجود را تغییر دهد انجام مذاکراتي سازنده درباره مسئله هسته ای است.»

وي ادامه داد: «در تمام قطعنامه های شورای امنبت یا شورای حکام هم بر این مسئله تاکید شده که شرایط برای باب مذاکره باز خواهد بود. در مورد پیشنهاد قبلی ايران مبنی بر اینکه استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي حق ایران است، این موضوع از حقوق عضویت در ان پی تی است و در اینباره مشکلی وجود ندارد، منتهی در گزارشات آژانس ابهاماتی مطرح می شود که همین ابهامات سبب شده است تحریم هایی علیه جمهوری اسلامی ایران وضع شود.»

اين استاد دانشگاه ادامه داد: «بنابراین من فکر می کنم اگر روند مذاکرات تا حدودی موفقیت آمیز باشد و پیشرفت کند به همان نسبت تحریم ها هم باید متوقف شود كه اين بستگی دارد به فضای مذاکرات و اینکه جدی باشند و تردیدی هم در نظرات قبلی خود انجام نداده باشند. چون در شرایط موجود مذاکرات هسته ای می تواند روزنه ای باز کند و از بن بستی که در حال حرکت به سوي آن هستیم خارج شویم.»

باوند در پاسخ به اين سوال كه آيا ورود ایران به مذاكرات با توجه به ناديده گرفته شدن نظرات و شروط ايران نوعي عقب نشینی از سوي ايران نخواهد بود؟، گفت:‌ «در مذاکرات مسئله عقب نشینی مطرح نیست. مسئله منافع و مصالح مردم و مملکت مطرح است به خصوص در شرایط خاصی که یک جامعه قرار می گیرد. چرا که ممكن است در یک فضا امکان مانور بیشتر باشد و در یک فضای دیگر به تدریج امکانات مانور محدوتر و محدوتر شود.»

وي ادامه داد: «ما الان به مرحله ای رسیده ایم که وارد محدودیت مانور شده ایم. بنابراین در چنین شرایطی اگر دیگران بگویند عقب نشینی کرده است باید گفت خود عقب نشینی نوعی تاکتیک است به طوری که وقتی متفقین در دانکرک عقب نشینی کردند به آن گفتند عقب نشینی مشعشعانه به طوری که بدون آنکه تلفاتی متحمل شوند موفق شدند عقب نشینی کنند. بنابراین در تعاملات سیاسی خود عقب نشینی یک مرحله تاکتیکی تلقی می شود و هدف اصلی دستیابی به نتیجه آن فرایند مورد نظر است.»

باوند در پاسخ به اين سوال كه آيا با توجه به نامه اخير اوباما به مقام رهبري و اينكه گفته شده درخواست مذاكره مستقيم كرده است، مذاكرات پيش رو مي تواند زمينه مذاكرات مستقيم ميان ايران و آمريكا را فراهم كند؟، گفت: «مانعه الجمع نیست. اگر کسی در دیپلماسی تبحر داشته باشد مي تواند با آن طرف اصلی قضیه وارد مذاکره شود و مشکلات را حل و تعدیل کند و به جای آنکه با ایادی و عوامل طرف مذاکره کند با خود طرف وارد مذاکره شود و به خصوص اگر خود طرف درخواست داده باشد.»

وي ادامه داد:‌ «چنانکه وقتی نیکسون در زمان مائو که انقلاب فرهنگی هم پابرجا بود به چين سفر كرد و شرایطی اقتضا کرد که هم آمریکايی ها منافع شان حاصل شد و هم چینی ها.»

وي در پاسخ به اين سوال كه آيا اكنون شرايط براي مذاكره مستقيم ميان ايران و آمريكا مهيا است؟، گفت: «یک تحول نیاز است. در آن تاریخی که نیکسون به چین رفت شرایط مهیا نشده بود. اختلافات شوروی با چین افزایش پیدا کرده بود. هم آمریکا قصد بهره برداری از این موضوع را داشت و هم چینی ها نیاز داشتند مشکلات خود را با آمریکا حل کنند تا با فراغ بال بتوانند روی پیشرفت خود سرمایه گذاری کنند.»

باوند در پايان درباره احتمال به سرانجام رسيدن مذاكرات پيش رو ميان ايران و 1+5 گفت: «من شواهدي ندیدم اما منافع مملکت اقتضا می کند در این شرایط تصمیمات هوشمندانه و خردمندانه ای گرفته شود. شرایط كنوني اقتضا می کند قبل از اینکه به مرحله سخت افزاری کشیده شود سعی شود از طریق مذاکرات دیپلماتیک موجب تعدیل یا تغییر وضع موجود شوند.»

نام واحد و خرده واحد پول ایران

پیشنهاد واژه « دارا » برای واحد پول ملی

به نقل از ایران‌نامه – شاهین سپنتا:

بانک مرکزی ایران برای انتخاب واحد پول ملی کشور پس از حدف صفرها، یک سایت برای نظرسنجی راه‌اندازی کرده است. در این سایت نام‌هایی مانند ریال، تومان، پارسی، دریک به نظرسنجی گذاشته شده‌اند و شهروندان می‌توانند به آن‌ها رای دهند. البته بجز این چهار نام، در همان صفحه افراد می‌توانند نام‌های پیشنهادی خود را نیز وارد نمایند. به گفته مدیران این بانک، نام‌های پیشنهادی از سوی مردم تاکنون پارسه، پارس، نور و دریک بوده است. بانک مرکزی اعلام کرده است که از میان نام‌های پیشنهادی، با نظر مجلس یک نام به عنوان واحد اصلی پول کشور و نام دیگر به عنوان واحد کسر پول که اکنون از اعتبار افتاده، انتخاب خواهد شد.  

ریشه یابی نام واحد پول ملی در گذشته و حال:

اکنون نام واحد رسمی پول ایران «ریال» و معادل 100 دینار است و هر 10 ریال، به صورت غیر رسمی یک تومان نامیده می‌شود اما در عمل چندین سال است که سکه های یک ریالی و حتا ده ریالی از گردونه خارج شده‌اند و در حقیقت واحد پول رایج در کشور بین مردم «تومان» و در محاسبات بانکی « ریال» است.

سال‌ها پیش، ایران‌شناس نامور استاد ابراهیم پورداود، در پژوهشی که درباره نام واحد پول ایران انجام داد و در کتاب «هرمزد نامه» منتشر شد، به نکات قابل توجهی در این مورد اشاره نمود که خلاصه آن‌ها به شرح زیر است:

1- واژه «ریال» که در 27 اسفندماه 1308خورشیدی به طور رسمی به عنوان واحد پول ایران انتخاب شد، واژه‌ای بیگانه و با ریشه اسپانیایی «رئال» به معنی «شاهی» است که با ورود اسپانیایی‌ها و پرتغالی‌ها در دوره صفوی به ایران وارد شد.

2- پیش از «ریال»، از«قِران» به عنوان واحد پول ایران نام برده می‌شد که آن هم واژه ای بیگانه و عربی بود.

3- «تومان» یا «تومن» واژه‌ای مغولی و بازمانده تجاوز مغول‌ها به ایران است.

4- یونانیان، نام سکه طلا در زمان داریوش بزرگ هخامنشی را چون منسوب به داریوش بود به یونانی «دریکوس» (Dreikos) یا «داریک» یا «دریک» به معنی «داریوشی» یا «دارایی» می‌نامیدند. اهمیت سکه‌های داریک یا داریوشی در این بود که برای نخستین بار در تاریخ سکه، همگی یک اندازه، یک شکل و یک عیار بودند و در همه جای جهان دارای ارزش و اعتبار یکسان بودند. (البته برخی پژوهشگران بر این باورند که نام دریک، به نام داریوش ربطی ندارد، بلکه همان واژه زر فارسی است که در پارسی باستان به صورت دَرَنیَه/ زَرَنیَه وجود داشته است)

 5- واحد پول رایج در دوران هخامنشی «کرشه» Karshe نام داشت و شایسته بود که این واژه را بجای ریال برمی‌گزیدند.

6- سکه‌های نقره در دوره هخامنشی «شِکِل»Shekel  نام داشت که یک دهم «کرشه» بود و واژه « شِکل» نیز از زبان‌های سامی وارد زبان ما شده است.

7- دانک ( Danak) در پهلوی همان «دانا» در اوستایی، واژه‌ای شایسته برای نام اجزای واحد پول به زبان فارسی است که به معنی «دانه» می‌باشد و در نوشته‌های پهلوی و متون فارسی به معنی اجزای پول به کار رفته است.

8- دینار که دیرگاهی نامی برای سکه زر در ایران بوده است و تا آخر دوره قاجار هم نام کوچک‌ترین واحد پول ایران و از اجزای قران بود، در اصل از واژه یونانی «دناریوس» برگرفته شده است.

9- واژه « درهم» یا «درم» نیز که نامی برای سکه نقره بوده است از واژه یونانی «دراخمه» گرفته شده است. این نام پیش و پس از اسلام در ایران برای واحد پول به کار می‌رفته است.(برخی این واژه را هم ریشه با دریک می دانند)

10-  واژه‌های «فلوس» و «پشیز» نیز ریشه فارسی ندارند. 

نگاهی به نام‌های پیشنهادی:

افزون بر پیشنهاد نام‌های دریک، پارسه، پارس، پارسی، و نور از سوی مردم، برخی هم به تقلید از واحد پول تاجیکستان که «سامانی» نام گرفته (منسوب به دودمان سامانیان)، واژه «ساسانی» را به عنوان نام واحد پول ملی پیشنهاد داده‌اند (منسوب به ساسانیان).

 برخی دیگر هم به تقلید از «افغانی» واحد پول افغانستان، نام «ایرانی» را پیشنهاد داده‌اند که جناحی در حاکمیت این پیشنهاد را تلاشی از سوی جناح موسوم به «جریان انحرافی» در راستای توسعه «مکتب ایرانی» دانسته است.

نام‌های «بهار» و «آزادی» که در ترکیب نام سکه «بهار آزادی» به کار می‌رود نیز به عنوان نام‌های واحد پول ملی پیشنهاد شده‌اند.

واژه «بهمن» نیز به نشانه بهمن 57 و همچنین به معنی «اندیشه نیک» از دیگر پیشنهادها برای نام واحد پول ملی بوده است.

« دارا »، واژه پیشنهادی نگارنده به عنوان نام واحد پول ملی:

این نگارنده براین باور است که وضعیت بیمارگونه اقتصاد ایران با تغییر نام واحد پول و حذف صفرها درمان نخواهد شد با این حال اکنون که بحث تغییر نام واحد پول جدی شده است، واژه « دارا » را به عنوان نامی برای واحد پول ملی پیشنهاد می‌کند.

«دارا» یادآور نام سکه زرین داریوش هخامنشی یا «دریک» خواهد بود بدون این که ریشه یونانی داشته باشد؛ برای واژه « دارا» همچنین معانی «دارنده»، «ثروتمند»، و «خدای بزرگ» نیز در واژه‌نامه‌ها آمده است.

ویژگی‌های این نام پیشنهادی، فارسی بودن، ساده بودن برای گفتن و نوشتن به حروف فارسی و لاتین (DARA)، داشتن معنای خوب، و نزدیک به واژه «دارایی» به معنی مال و خواسته می‌باشد. «دارا»، همچنین یادآور نام داریوش هخامنشی است که برای نخستین بار در زمان او سکه‌هایی یک اندازه، یک شکل و یک عیار به نام «دریک» ضرب شد که در همه جای جهان دارای ارزش و اعتبار یکسان بودند. (توضیح: داریوش = دارَیَه وَهو = دارنده وَهی یا بَهی یا نیکی)

این نگارنده برای اجزای پول نیز واژه فارسی «دانک» یا همان «دانه» را که مورد تایید استاد پورداوود نیز بوده، پیشنهاد می‌کند که به خوبی تداعی کننده اجزاء واحد پول نیز هست. برای مثال هر «یک دارا» که واحد پول پیشنهادی است شامل « 10 دانه » خواهد بود.

پیشنهاد نماد برای دارا به عنوان واحد پول ملی:

واحد پول بسیاری از کشورها دارای نمادهایی ساده و گویاست. این نگارنده، نشانه زیر را به عنوان نماد « دارا » به عنوان واحد پول پیشنهاد می‌کند. این نماد از نظر گرافیکی تداعی کننده حروف ( دا ) دو حرف اول « دارا » به فارسی و همچنین حرفD  لاتین است. این نماد ساده و گویا می‌باشد و نوشتن آن با دست روی کاغذ نیز آسان است. 

میزگرد روابط بین­المللی و ابعاد نظری و عملی جنگ تحمیلی

دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

مرکز مطالعات عالی بین المللی

"به مناسبت گرامیداشت سالروز آزاد سازی خرمشهر"

و در ادامۀ سسله میزگردهای :

روابط بین­المللی و ابعاد نظری و عملی جنگ تحمیلی

***ششمین میزگرد این برنامه برگزار می­گردد***

سخنرانان :

۱- جناب آقای دکتر سیّد داود آقایی (استاددانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران )

"نقش سازمان کنفرانس اسلامی در جنگ تحمیلی"

۲- جناب آقای دکتر حسین نوروزی ( عضو هیأت علمی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران )

"موضع اتحادیه عرب در جنگ تحمیلی"

۳- جناب آقای حسین یکتا ( مدیر گروه حقوقی و سیاسی دایرة المعارف دفاع مقدس )

"رابطه انقلاب و جنگ"

 

زمان :چهارشنبه 4/3/1390- ساعت 15 الی17

 مکان:  دانشگاه تهران- دانشکده حقوق و علوم سیاسی – ساختمان جدید- طبقه دوم- سالن اجتماعات مرکز مطالعات عالی بین­المللی

نشست انقلاب در حقوق بین الملل: رویارویی ارزشها و واقعیات

انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد برگزار می کند:
 
نشستی با استاد فرزانه
 جناب آقای دکتر هدایت الله فلسفی
        با موضوع:
                 "انقلاب در حقوق بین الملل: رویارویی ارزشها و واقعیات"
 
 
زمان: چهارشنبه 4 خرداد 1390، ساعت 16 تا 18
مکان: انقلاب- خیابان 16 آذر- دانشگاه تهران- باشگاه دانشگاه تهران- تالار بعثت

حضور برای علاقمندان آزاد است.

همايش حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی در حقوق بین الملل

فراخوان مقاله

همايش حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی در حقوق بین الملل

« انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد»

19-20 مهرماه 1390 ، همدان، دانشگاه بوعلی سینا

 

 حفاظت و پاسداشت از سرمایه های تاریخی و فرهنگی، اقدامی ضروری در حفظ هویت هر ملتی است. مضاف بر آنکه آثار مذکور می توانند میراث مشترک فرهنگی بشریت محسوب می شوند.

جامعه بین المللی در چارچوب سازمان ملل متحد و موسسات تخصصی وابسته به آن همچون یونسکو و دیگر سازمانهای بین المللی تلاش کرده اند تا در زمان صلح یا جنگ، آثار تاریخی و فرهنگی را از گزند بلایا یا حوادث انسانی یا طبیعی محفوظ نگه دارند. در همین چارچوب، دیگر سازمانها نیز همچون صلیب سرخ جهانی ( بویژه در زمان جنگ ) در حفاظت از آثار تاریخی و فرهنگی اقدامات قابل توجهی را انجام داده اند و موجد تدوین و توسعه مقررات خاصی در این حوزه بوده اند.

« انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد» با برگزاری همایشی داخلی بر آن است که با دعوت از حقوقدانان و متخصصان در حوزه مطالعات مربوط به اموال فرهنگی و تاریخی به بررسی ابعاد گوناگون موضوع بپردازد. ضرورت مذکور با توجه به این واقعیت روشن تر    می گردد که جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری با تاریخ کهن و سرزمینی که در آن، اموال و آثار برجسته فرهنگی و تاریخی متعددی قرار دارد، کانون توجه علاقمندان به پاسداشت میراث فرهنگی در سراسر جهان می باشد.

این همایش با عنوان «حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی در حقوق بین الملل» در شهر همدان (پایتخت تاریخ و تمدن ایران) و با همکاری و به میزبانی دانشگاه بوعلی سینا برگزار می گردد.

برای مقالات و مباحث همایش، محورها و موضوعات زیر پیش بینی شده است :

الف : تعهد و مسؤولیت بین المللی دولتها در حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی

1-   حفاظت از اموال فرهنگی و تاریخی

2-   آثار ثبت شده جهانی و تعهد همگانی دولتها در حفاظت از آنها

3-   حمایت از آثار ثبت شدۀ ایران

4-   استرداد و بازگرداندن اموال تاریخی خارج شده از کشورها

5-    حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی در مخاصمات مسلحانه

 

ب : حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی توسط سازمانهای بین المللی

1-   حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی در رویۀ ارکان سازمان ملل متحد

2-   عملکرد یونسکو در حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی

3-   نقش كميته بين‌المللي صليب سرخ  در حمايت از اموال فرهنگی و تاریخی

4-   رویه قضایی دادگاه کیفری بین المللی یوگسلاوی سابق ( ICTY ) در حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی

5-   سازمان کنفرانس اسلامی و حمایت از اموال فرهنگی و تاریخی

 بدینوسیله از صاحب نظران و پژوهشگران دعوت می شود تا طرح یا چکیدۀ مقاله خود را متناسب با محورهای همایش و با رعایت نکات زیر ارسال فرمایند

1-طرح یا چکیده مقاله باید در حدود 250 کلمه به صورت تایپ شده در محیط word ، همراه با نام و نام خانوادگی و درجۀ علمی و شغل نویسند، نشانی پستی و الکترونیکی و تلفن تماس تا تاریخ 20/2/1390 از طریق پست الکترونیکی به دبیرخانه همایش ارسال شود.

2-در صورت تأیید طرح یا چکیدۀ مقاله از نویسندگان درخواست خواهد شد تا متن مقالۀ خود را جهت بررسی نهایی حداکثر تا تاریخ 20/5 /1390 از طریق پست الکترونیکی به این مرکز ارسال نمایند. تأیید طرح یا چکیده مقاله لزوماً به معنای تایید مقاله نخواهد بود.

3- مقاله ارسالی باید صرفاً برای این همایش نوشته شده و پیش تر در همایش دیگری ارائه نشده یا در هیچ نشریه ای چاپ نشده باشد.

4-به نویسندگان مقالات برگزیده هدایای مناسبی تقدیم خواهد شد.

5-مقالات برگزیده در همایش به صورت مجموعه مقالات به چاپ خواهند رسید.

6-نویسندگان مقالات تأیید شده در ایام همایش میهمان دانشگاه بوعلی سینا بوده و وسیلۀ ایاب و ذهاب توسط همان دانشگاه فراهم خواهد شد.

نشانی پست الکترونیکی دبیرخانۀ همایش:iauns.ir.2011@gmail.com

نشانی دفتر انجمن:  تهران- خیابان انقلاب- خیابان 16 آذر- دانشگاه تهران- دانشکده حقوق و علوم سیاسی

ساختمان جدید- اتاق 254- انجمن ایرانی مطالعات سازمان ملل متحد- تلفکس:61112302-81032201

 

 

بیانیۀ جمعی از دانشگاهیان و فعالان فرهنگی در دفاع از قیام مردم آزادۀ بحرین

بیانیۀ جمعی از دانشگاهیان و فعالان فرهنگی در دفاع از قیام مردم آزادۀ بحرین (هم‌زمان با روز ملی خلیج فارس صادر شد)

به نام خداوند جان و خرد

در تاریخ دیرپای ایران، سرزمین بحرین همیشه پایگاه جنبش‌های رهایی‌بخش و حق‌طلبانه بوده و صحنه‌های باشکوهی از نبردهای میهنی، از جنبش ابوسعید گناوه‌ای (سده‌ی سوم هجری) تا خیزش علیه استعمار پرتغالی‌ها (سده‌ی دهم هجری)، را شاهد بوده است. اما دویست سال است که، در پی تضعیف و تجزیه‌ی ایران، این سرزمین در معرض یورش مشترک قدرت‌های استعماری بیگانه و خودکامگان دست‌نشانده‌ی منطقه‌ قرار گرفته است. در این مدت جنبش‌هایی در بحرین شکل گرفت که هر چند همگی به ظاهر سرکوب شده‌اند اما به‌سان شعله‌ای زیر خاکستر بازماندند، به گونه‌ای که تجزیه‌ی برنامه‌ریزی‌شده‌ی بحرین از ایران در چهل سال پیش و جدا ساختن باشندگانِ بحرین از سرزمین مادری هم نتوانست مانع تلاشِ آنان برای دستیابی به آرمان‌های‌شان شود. با وجود سیاست‌های مستمر ایران‌ستیزانه و حتی ضد بشری حکومت آل‌خلیفه، هنوز - بر پایه‌ی آمارهای رسمی - ده‌ها هزار نفر از مردم بحرین تابعیت ایرانی خود را نگاه داشته و عده‌ای بیشتر نیز، هویت و نشان ایرانی دارند و هم‌چون هر آزاده‌ای در جهان خواستار احقاق حقوق اولیه‌ی خود، از جمله مشارکت در تصمیم‌گیری‌ها، هستند.

ما امضاکنندگان این بیانیه، به نام اصول حقه‌ی آزادی، انسانیت و عدالت – مستند به منشور ملل متحد و اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر – ضمن دفاع از قیام اخیر مردم آزاده‌ی بحرین خواستار بهره‌مندی آنان از حقوق شهروندی‌شان هستیم. ما بر این باوریم که مردم بحرین باید برای حاکمیت بر سرنوشت خود و رفع تبعیض تصمیم‌گیری کرده و به صورت پی‌گیرانه در اداره‌ی امور خود مشارکت داشته باشند و تأکید داریم بایستی سیاست سرکوب و خشونت علیه مردم بحرین، اعم از شیعه و سنی، متوقف گردد. ما تلاش برای تغییر بافت جمعیتی بحرین، تجاوز آل‌سعود و اشغال نامشروع این سرزمین، سیاست سرکوب‌گرانه و میهن‌فروشانه‌ی آل‌خلیفه و بی‌توجهی توأم با رضایت دولت‌مردان و رسانه‌های غربی را محکوم کرده و از ملت ایران می‌خواهیم که نسبت به این موضوع حساس بوده و به نام انسانیت و ایران از حقوق شهروندی مردم بحرین حمایت کنند.

کسانی که تا اکنون بیانیه را تأیید کرده‌اند (به ترتیب الفبا):

ادامه نوشته